Surah Saad — Text, Translation & Audio

38 Meccan 88 verses Juz 23 Revelation order 23

سوره ص (Saad) سوره شماره ۳۸ قرآن کریم با ۸۸ آیه است. این سوره مکی است و در این صفحه متن کامل عثمانی، ترجمه فارسی، ترجمه انگلیسی و قرائت صوتی آنلاین آیات ارائه شده است.

Name meaningص(صاد)
Revelation orderNo. 23
Location/JuzJuz 23
Revealed inMecca

Themes & Purpose

داوود و سلیمان و ایوب، ستایش و بلا

About this surah — via Wikishia

سوره ص سی‌وهشتمین سوره و از سوره‌های مکی قرآن است که در جزء بیست و سوم جای دارد. نام‌گذاری این سوره به نام «صاد» به دلیل وجود حرف مقطعه «ص» در ابتدای آن است. این سوره درباره دعوت به توحید و اخلاص توسط پیامبر اکرم(ص)، لجاجت مشرکان، داستان‌های برخی از پیامبران و وصف حال دو گروه پرهیزکاران و بدکاران در قیامت است.

در شأن نزول این سوره آمده است بعد از گفتگوی کفار و پیامبر اکرم(ص)، آیات نخست آن نازل شد. گفتگوی خداوند با ابلیس و طرد و لعن ابلیس نیز در این سوره آمده است.

آیه ۲۹ درباره نزول قرآن و تدبر در قرآن، آیه مشهور سوره ص است. همچنین آیه ۲۶ خطاب به حضرت داوود(ع) درباره بزرگی و اهمیت منصب قضاوت، از جمله آیات الاحکام دانسته شده است. حفظ انسان از گناهان صغیره و کبیره از جمله نتایج تلاوت این سوره بیان شده است.

Overview Tafsir

داوود در زبانی و سلیمان در تخت و ایوب در بیماری — صبر ایشان؛ «ان یتوبوا...» برگشت به خدا و صبر بر بلا.

Virtues

خواندنش در مرض و مرگ روایت شده؛ از سوره‌های «صبر و استقامت» است.

Full surah recitation
Memorize Verse-by-verse with highlight
For verse-by-verse playback
Surah Saad
﷽
1

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِ ﴿١﴾

ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است (که این کتاب، معجزه الهی است).

Sad. CONSIDER this Qur’an, endowed with all that one ought to remember!

2

بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى عِزَّةٍۢ وَشِقَاقٍۢ ﴿٢﴾

ولی کافران گرفتار غرور اختلافند!

But nay - they who are bent on denying the truth are lost in [false] pride, and [hence] deeply in the wrong.

3

كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍۢ فَنَادَوا۟ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍۢ ﴿٣﴾

چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم؛ و به هنگام نزول عذاب فریاد می‌زدند (و کمک می‌خواستند) ولی وقت نجات گذشته بود!

How many a generation have We destroyed before their time [for this very sin]! And [how] they called [unto Us] when it was too late to escape!

4

وَعَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْ ۖ وَقَالَ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٌۭ كَذَّابٌ ﴿٤﴾

آنها تعجّب کردند که پیامبر بیم‌دهنده‌ای از میان آنان به سویشان آمده؛ و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغگویی است!

Now these [people] deem it strange that a warner should have come unto them from their own midst - and [so] the deniers of the truth are saying: “A [mere] spellbinder is he, a liar!

5

أَجَعَلَ ٱلْءَالِهَةَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌۭ ﴿٥﴾

آیا او بجای اینهمه خدایان، خدای واحدی قرار داده؟! این براستی چیز عجیبی است!»

Does he claim that all the deities are [but] one God? Verily, a most strange thing is this!”

6

وَٱنطَلَقَ ٱلْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ ٱمْشُوا۟ وَٱصْبِرُوا۟ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌۭ يُرَادُ ﴿٦﴾

سرکردگان آنها بیرون آمدند و گفتند: «بروید و خدایانتان را محکم بچسبید، این چیزی است که خواسته‌اند (شما را گمراه کنند)!

And their leaders launch forth [thus]: “Go ahead, and hold steadfastly onto your deities: this, behold, is the only thing to do!

7

مَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِى ٱلْمِلَّةِ ٱلْءَاخِرَةِ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا ٱخْتِلَٰقٌ ﴿٧﴾

ما هرگز چنین چیزی در آیین دیگری نشنیده‌ایم؛ این تنها یک آئین ساختگی است!

Never did we hear of [a claim like] this in any faith of latter days! It is nothing but [a mortal man’s] invention!

8

أَءُنزِلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ مِنۢ بَيْنِنَا ۚ بَلْ هُمْ فِى شَكٍّۢ مِّن ذِكْرِى ۖ بَل لَّمَّا يَذُوقُوا۟ عَذَابِ ﴿٨﴾

آیا از میان همه ما، قرآن تنها بر او [= محمّد] نازل شده؟!» آنها در حقیقت در اصل وحی من تردید دارند، بلکه آنان هنوز عذاب الهی را نچشیده‌اند (که این چنین گستاخانه سخن می‌گویند)!

What! Upon him alone from among all of us should a [divine] reminder have been bestowed from on high?” Nay, but it is My Own reminder that they distrust! Nay, they have not yet tasted the suffering which I do impose!

9

أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ ٱلْعَزِيزِ ٱلْوَهَّابِ ﴿٩﴾

مگر خزاین رحمت پروردگار توانا و بخشنده‌ات نزد آنهاست (تا به هر کس میل دارند بدهند)؟!

Or do they [think that they] own the treasures of thy Sustainer’s grace - [the grace] of the Almighty, the Giver of Gifts?

10

أَمْ لَهُم مُّلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ فَلْيَرْتَقُوا۟ فِى ٱلْأَسْبَٰبِ ﴿١٠﴾

یا اینکه مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است از آن آنهاست؟! (اگر چنین است) با هر وسیله ممکن به آسمانها بروند (و جلو نزول وحی را بر قلب پاک محمّد بگیرند)!

Or [that] the dominion over the heavens and the earth and all that is between them is theirs? Why, then, let them try to ascend [to God-like power] by all [conceivable] means!

11

جُندٌۭ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌۭ مِّنَ ٱلْأَحْزَابِ ﴿١١﴾

(آری) اینها لشکر کوچک شکست‌خورده‌ای از احزابند!

[But] there it is: any and all human beings, however [strongly] leagued together, are bound to suffer defeat [whenever they refuse to accept the truth].

12

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ وَعَادٌۭ وَفِرْعَوْنُ ذُو ٱلْأَوْتَادِ ﴿١٢﴾

پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب قدرت (پیامبران ما را) تکذیب کردند!

To the truth gave the lie aforetime Noah’s people, and [the tribe of] Ad, and Pharaoh of the [many] tent-poles,

13

وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍۢ وَأَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْأَحْزَابُ ﴿١٣﴾

و (نیز) قوم ثمود و لوط و اصحاب الأیکه [= قوم شعیب‌]، اینها احزابی بودند (که به تکذیب پیامبران برخاستند)!

and [the tribe of] Thamud, and the people of Lot, and the dwellers of the wooded dales [of Madyan]: they all were leagued together, [as it were, in their unbelief:]

14

إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ ﴿١٤﴾

هر یک (از این گروه‌ها) رسولان را تکذیب کردند، و عذاب الهی درباره آنان تحقق یافت!

not one [was there] but gave the lie to the apostles - and thereupon My retribution fell due.

15

وَمَا يَنظُرُ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍۢ ﴿١٥﴾

اینها (با این اعمالشان) جز یک صیحه آسمانی را انتظار نمی‌کشند که هیچ مهلت و بازگشتی برای آن وجود ندارد (و همگی را نابود می‌سازد)!

And they [who now deny the truth - they, too,] have but to wait for one single blast [of punishment to overtake them]: it shall not be delayed a whit.

16

وَقَالُوا۟ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ ٱلْحِسَابِ ﴿١٦﴾

آنها (از روی خیره‌سری) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!»

As it is, they say [mockingly]: “O our Sus­tainer! Hasten on to us our share [of punishment even] before the Day of Reckoning!”

17

ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ ﴿١٧﴾

در برابر آنچه می‌گویند شکیبا باش، و به خاطر بیاور بنده ما داوود صاحب قدرت را، که او بسیار توبه‌کننده بود!

[But] bear thou with patience whatever they may say, and remember Our servant David, him who was endowed with [so much] inner strength! He, verily, would always turn unto Us:

18

إِنَّا سَخَّرْنَا ٱلْجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحْنَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِشْرَاقِ ﴿١٨﴾

ما کوه‌ها را مسخّر او ساختیم که هر شامگاه و صبحگاه با او تسبیح می‌گفتند!

[and for this,] behold, We caused the mountains to join him in extolling Our limitless glory at eventide and at sun­rise,

19

وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةًۭ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ ﴿١٩﴾

پرندگان را نیز دسته جمعی مسخّر او کردیم (تا همراه او تسبیح خدا گویند)؛ و همه اینها بازگشت‌کننده به سوی او بودند!

and [likewise] the birds in their assemblies: [together] they all Would turn again and again unto Him [who had created them].

20

وَشَدَدْنَا مُلْكَهُۥ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْحِكْمَةَ وَفَصْلَ ٱلْخِطَابِ ﴿٢٠﴾

و حکومت او را استحکام بخشیدیم، (هم) دانش به او دادیم و (هم) داوری عادلانه!

And We streng­thened his dominion, and bestowed upon him wisdom and sagacity in judgment.

21

۞ وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ ﴿٢١﴾

آیا داستان شاکیان هنگامی که از محراب (داوود) بالا رفتند به تو رسیده است؟!

AND YET, has the story of the litigants come within thy ken - [the story of the two] who surmounted the walls of the sanctuary [in which David prayed]?

22

إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ ﴿٢٢﴾

در آن هنگام که (بی‌مقدمه) بر او وارد شدند و او از دیدن آنها وحشت کرد؛ گفتند: «نترس، دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده؛ اکنون در میان ما بحق داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن!

As they came upon David, and he shrank back in fear from them, they said: “Fear not! [We are but] two litigants. One of us has wronged the other: so judge thou between us with justice, and deviate not from what is right, and show [both of] us the way to rectitude.

23

إِنَّ هَٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ ﴿٢٣﴾

این برادر من است؛ و او نود و نه میش دارد و من یکی بیش ندارم امّا او اصرار می‌کند که: این یکی را هم به من واگذار؛ و در سخن بر من غلبه کرده است!»

“Behold, this is my brother: he has ninety-nine ewes, whereas I have [only] one ewe - and yet he said, ‘Make her over to me,’ and forcibly prevailed against me in this [our] dispute.”

24

قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ ۖ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ ۩ ﴿٢٤﴾

(داوود) گفت: «مسلّماً او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میشهایش، بر تو ستم نموده؛ و بسیاری از شریکان (و دوستان) به یکدیگر ستم می‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند؛ امّا عدّه آنان کم است!» داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده‌ایم، از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد.

Said [David]: “He has certainly wronged thee by demanding that thy ewe be added to his ewes! Thus, behold, do many kinsmen wrong one another [all] save those who believe [in God] and do righteous deeds: but how few are they!” And [suddenly] David understood that We had tried him: and so he asked his Sustainer to forgive him his sin, and fell down in prostration, and turned unto Him in repentance.

25

فَغَفَرْنَا لَهُۥ ذَٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ ﴿٢٥﴾

ما این عمل را بر او بخشیدیم؛ و او نزد ما دارای مقامی والا و سرانجامی نیکوست!

And thereupon We forgave him that [sin]: and, verily, nearness to Us awaits him [in the life to come], and the most beauteous of all goals!

26

يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلْنَٰكَ خَلِيفَةًۭ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱحْكُم بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۢ بِمَا نَسُوا۟ يَوْمَ ٱلْحِسَابِ ﴿٢٦﴾

ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند!

[And We said:] “O David! Behold, We have made thee a [prophet and, thus, Our] vicegerent on earth: judge, then, between men with justice, and do not follow vain desire, lest it lead thee astray from the path of God: verily, for those who go astray from the path of God there is suffering severe in store for having forgotten the Day of Reckoning!”

27

وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَٰطِلًۭا ۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ ﴿٢٧﴾

ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این گمان کافران است؛ وای بر کافران از آتش (دوزخ)!

AND [thus it is:] We have not created heaven and earth and all that is between them without meaning and purpose, as is the surmise of those who are bent on denying the truth: but then, woe from the fire [of hell] unto all who are bent on denying the truth!

28

أَمْ نَجْعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَٱلْمُفْسِدِينَ فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ ٱلْمُتَّقِينَ كَٱلْفُجَّارِ ﴿٢٨﴾

آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند همچون مفسدان در زمین قرار می‌دهیم، یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟!

[For,] would We treat those who have attained to faith and do righteous deeds in the same manner as [We shall treat] those who spread corruption on earth? Would We treat the God-conscious in the same manner as the wicked?

29

كِتَٰبٌ أَنزَلْنَٰهُ إِلَيْكَ مُبَٰرَكٌۭ لِّيَدَّبَّرُوٓا۟ ءَايَٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ ﴿٢٩﴾

این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!

[All this have We expounded in this] blessed divine writ which We have revealed unto thee, [O Muhammad,] so that men may ponder over its mes­sages, and that those who are endowed with insight may take them to heart.

30

وَوَهَبْنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيْمَٰنَ ۚ نِعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ ﴿٣٠﴾

ما سلیمان را به داوود بخشیدیم؛ چه بنده خوبی! زیرا همواره به سوی خدا بازگشت می‌کرد (و به یاد او بود)!

AND UNTO DAVID We granted Solomon [as a son - and] how excellent a servant [of Ours he grew up to be]! Behold, he would always turn unto Us -

31

إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِٱلْعَشِىِّ ٱلصَّٰفِنَٰتُ ٱلْجِيَادُ ﴿٣١﴾

به خاطر بیاور هنگامی را که عصرگاهان اسبان چابک تندرو را بر او عرضه داشتند،

[and even] when, towards the close of day, nobly-bred, swift-footed steeds were brought before him,

32

فَقَالَ إِنِّىٓ أَحْبَبْتُ حُبَّ ٱلْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّى حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِٱلْحِجَابِ ﴿٣٢﴾

گفت: «من این اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و می‌خواهم از آنها در جهاد استفاده کنم»، او همچنان به آنها نگاه می‌کرد) تا از دیدگانش پنهان شدند.

he would say, “Verily, I have come to love the love of all that is good because I bear my Sustainer in mind!” [repeating these words as the steeds raced away,] until they were hidden by the veil [of distance - whereupon he would command],

33

رُدُّوهَا عَلَىَّ ۖ فَطَفِقَ مَسْحًۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلْأَعْنَاقِ ﴿٣٣﴾

(آنها به قدری جالب بودند که گفت:) بار دیگر آنها را نزد من بازگردانید! و دست به ساقها و گردنهای آنها کشید (و آنها را نوازش داد).

“Bring them back unto me!”- and would [lovingly] stroke their legs and their necks.

34

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَٰنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِۦ جَسَدًۭا ثُمَّ أَنَابَ ﴿٣٤﴾

ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم؛ سپس او به درگاه خداوند توبه کرد.

But [ere this], indeed, We had tried Solomon by placing upon his throne a [lifeless] body; and thereupon he turned [towards Us; and]

35

قَالَ رَبِّ ٱغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْكًۭا لَّا يَنۢبَغِى لِأَحَدٍۢ مِّنۢ بَعْدِىٓ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ ﴿٣٥﴾

گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده‌ای!

he prayed: “O my Sustainer! Forgive me my sins, and bestow upon me the gift of a kingdom which may not suit anyone after me: verily, Thou alone art a giver of gifts!”

36

فَسَخَّرْنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجْرِى بِأَمْرِهِۦ رُخَآءً حَيْثُ أَصَابَ ﴿٣٦﴾

پس ما باد را مسخّر او ساختیم تا به فرمانش بنرمی حرکت کند و به هر جا او می‌خواهد برود!

And so We made subservient to him the wind, so that it gently sped at his behest whithersoever he willed,

37

وَٱلشَّيَٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٍۢ وَغَوَّاصٍۢ ﴿٣٧﴾

و شیاطین را مسخّر او کردیم، هر بنّا و غوّاصی از آنها را!

as well as all the rebellious forces [that We made to work for him] - every kind of builder and diver -

38

وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى ٱلْأَصْفَادِ ﴿٣٨﴾

و گروه دیگری (از شیاطین) را در غل و زنجیر (تحت سلطه او) قرار دادیم،

and others linked together in fetters.

39

هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ ﴿٣٩﴾

(و به او گفتیم:) این عطای ما است، به هر کس می‌خواهی (و صلاح می‌بینی) ببخش، و از هر کس می‌خواهی امساک کن، و حسابی بر تو نیست (تو امین هستی)!

[And We told him:] “This is Our gift, for thee to bestow freely on others, or to withhold, without [having to render] account!”

40

وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ ﴿٤٠﴾

و برای او [= سلیمان‌] نزد ما مقامی ارجمند و سرانجامی نیکوست!

And, verily, nearness to Us awaits him [in the life to come], and the most beauteous of all goals!

41

وَٱذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَسَّنِىَ ٱلشَّيْطَٰنُ بِنُصْبٍۢ وَعَذَابٍ ﴿٤١﴾

و به خاطر بیاور بنده ما ایّوب را، هنگامی که پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است.

AND CALL to mind Our servant Job, [how it was] when he cried out to his Sustainer, “Behold, Satan has afflicted me with [utter] weariness and suffering!”

42

ٱرْكُضْ بِرِجْلِكَ ۖ هَٰذَا مُغْتَسَلٌۢ بَارِدٌۭ وَشَرَابٌۭ ﴿٤٢﴾

(به او گفتیم:) پای خود را بر زمین بکوب! این چشمه آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است!

[and thereupon was told:] “Strike [the ground] with thy foot: here is cool water to wash with and to drink!”

43

وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةًۭ مِّنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ ﴿٤٣﴾

و خانواده‌اش را به او بخشیدیم، و همانند آنها را بر آنان افزودیم، تا رحمتی از سوی ما باشد و تذکّری برای اندیشمندان.

And We bestowed upon him new offspring, doubling their number as an act of grace from Us, and as a reminder unto all who are endowed with insight.

44

وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًۭا فَٱضْرِب بِّهِۦ وَلَا تَحْنَثْ ۗ إِنَّا وَجَدْنَٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ ﴿٤٤﴾

(و به او گفتیم:) بسته‌ای از ساقه‌های گندم (یا مانند آن) را برگیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن! ما او را شکیبا یافتیم؛ چه بنده خوبی که بسیار بازگشت‌کننده (به سوی خدا) بود!

[And finally We told him:] “Now take in thy hand a small bunch of grass, and strike therewith, and thou wilt not break thine oath!” for, verily, We found him full of patience in adversity: how excellent a servant [of Ours], who, behold, would always turn unto Us!

45

وَٱذْكُرْ عِبَٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَٰرِ ﴿٤٥﴾

و به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دستها (ی نیرومند) و چشمها (ی بینا)!

AND CALL to mind Our servants Abraham and Isaac and Jacob, [all of them] endowed with inner strength and vision:

46

إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِ ﴿٤٦﴾

ما آنها را با خلوص ویژه‌ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود!

for, verily, We purified them by means of a thought most pure: the remembrance of the life to come.

47

وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِ ﴿٤٧﴾

و آنها نزد ما از برگزیدگان و نیکانند!

And, behold, in Our sight they were indeed among the elect, the truly good!

48

وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِ ﴿٤٨﴾

و به خاطر بیاور «اسماعیل» و «الیسع» و «ذا الکفل» را که همه از نیکان بودند!

And call to mind Ishmael and Elisha, and every one who [like them] has pledged himself [unto Us]: for, each of them was of the truly good!

49

هَٰذَا ذِكْرٌۭ ۚ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ ﴿٤٩﴾

این یک یادآوری است، و برای پرهیزکاران فرجام نیکویی است:

LET [all] this be a reminder [to those who believe in God] - for, verily, the most beauteous of all goals awaits the God-conscious:

50

جَنَّٰتِ عَدْنٍۢ مُّفَتَّحَةًۭ لَّهُمُ ٱلْأَبْوَٰبُ ﴿٥٠﴾

باغهای جاویدان بهشتی که درهایش به روی آنان گشوده است،

gardens of perpetual bliss, with gates wide-open to them,

51

مُتَّكِـِٔينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ وَشَرَابٍۢ ﴿٥١﴾

در حالی که در آن بر تختها تکیه کرده‌اند و میوه‌های بسیار و نوشیدنیها در اختیار آنان است!

wherein they will recline, [and] wherein they may [freely] call for many a fruit and drink,

52

۞ وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ أَتْرَابٌ ﴿٥٢﴾

و نزد آنان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته‌اند، و همسن و سالند!

having beside them well-matched mates of modest gaze.”

53

هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ ﴿٥٣﴾

این همان است که برای روز حساب به شما وعده داده می‌شود (وعده‌ای تخلّف ناپذیر)!

This is what you are promised for the Day of Reckoning:

54

إِنَّ هَٰذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ ﴿٥٤﴾

این روزی ما است که هرگز آن را پایانی نیست!

this, verily, shall be Our provision [for you], with no end to it!

55

هَٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ ﴿٥٥﴾

این (پاداش پرهیزگاران است)، و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است:

All this [for the righteous]: but, verily, the most evil of all goals awaits those who are wont to transgress the bounds of what is right:

56

جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ ﴿٥٦﴾

دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است!

hell will they have to endure - and how vile a resting-place!

57

هَٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌۭ وَغَسَّاقٌۭ ﴿٥٧﴾

این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است [= دو مایع سوزان و تیره رنگ‌] که باید از آن بچشند!

This, [then, for them -] so let them taste it: burning despair and ice-cold darkness

58

وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ ﴿٥٨﴾

و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند!

and, coupled with it, further [suffering] of a similar nature.

59

هَٰذَا فَوْجٌۭ مُّقْتَحِمٌۭ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًۢا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُوا۟ ٱلنَّارِ ﴿٥٩﴾

(به آنان گفته می‌شود:) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند (اینها همان سران گمراهیند)؛ خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت!

[And they will say to one another: “Do you see] this crowd of people who rushed headlong [into sin] with you? No welcome to them! Verily, they [too] shall have to endure the fire!”

60

قَالُوا۟ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًۢا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ ٱلْقَرَارُ ﴿٦٠﴾

آنها (به رؤسای خود) می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!»

[And] they [who had been seduced] will exclaim: “Nay, but it is you! No welcome to you! It is you who have prepared this for us: and how vile a state to abide in!”

61

قَالُوا۟ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًۭا ضِعْفًۭا فِى ٱلنَّارِ ﴿٦١﴾

(سپس) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!»

[And] they will pray: “O our Sustainer! Who­ever has prepared this for us, double Thou his suffering in the fire!”

62

وَقَالُوا۟ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًۭا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلْأَشْرَارِ ﴿٦٢﴾

آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟!

And they will add: “How is it that we do not see [here any of the] men whom we were wont to count among the wicked,

63

أَتَّخَذْنَٰهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ ٱلْأَبْصَٰرُ ﴿٦٣﴾

آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه‌ای حقیرند که) چشمها آنها را نمی‌بیند؟!

[and] whom we made the target of our derision? Or is it that [they are here, and] our eyes have missed them?”

64

إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّۭ تَخَاصُمُ أَهْلِ ٱلنَّارِ ﴿٦٤﴾

این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان!

Such, behold, will in truth be the [confusion and] mutual wrangling of the people of the fire!

65

قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ ﴿٦٥﴾

بگو: «من تنها یک بیم‌دهنده‌ام؛ و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهّار نیست!

SAY [O Muhammad]: “I am only a warner; and there is no deity whatever save God, the One, who holds absolute sway over all that exists,

66

رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُ ﴿٦٦﴾

پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفّار!»

the Sustainer of the heavens and the earth and all that is between them, the Almighty, the All-Forgiving!”

67

قُلْ هُوَ نَبَؤٌا۟ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾

بگو: «این خبری بزرگ است،

Say: “This is a message tremendous:

68

أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾

که شما از آن روی‌گردانید!

[how can] you turn away from it?”

69

مَا كَانَ لِىَ مِنْ عِلْمٍۭ بِٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰٓ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾

من از ملأ اعلی (و فرشتگان عالم بالا) به هنگامی که (درباره آفرینش آدم) مخاصمه می‌کردند خبر ندارم!

[Say, O Muhammad:] “No knowledge would I have had of [what passed among] the host on high when they argued [against the creation of man],

70

إِن يُوحَىٰٓ إِلَىَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾

تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!»

had it not been revealed unto me [by God] - to no other end than that I might convey [unto you] a plain warning.

71

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى خَٰلِقٌۢ بَشَرًۭا مِّن طِينٍۢ ﴿٧١﴾

و به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم!

[For,] lo, thy Sustainer said unto the angels: “Behold, I am about to create a human being out of clay;

72

فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَٰجِدِينَ ﴿٧٢﴾

هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!»

and when I have formed him fully and breathed into him of My spirit, fall you down before him in prostration!”

73

فَسَجَدَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾

در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند،

Thereupon the angels prostrated themselves, all of them together,

74

إِلَّآ إِبْلِيسَ ٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٧٤﴾

جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود!

save Iblis: he gloried in his arrogance, and [thus] became one of those who deny the truth.

75

قَالَ يَٰٓإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ ﴿٧٥﴾

گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!)»

Said He: “O Iblis! What has kept thee from prostrating thyself before that [being] which I have created with My hands? Art thou too proud [to bow down before another created being], or art thou of those who think [only] of themselves as high?”

76

قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌۭ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍۢ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍۢ ﴿٧٦﴾

گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!»

Answered [Iblis]: “I am better than he: Thou hast created me out of fire, whereas him Thou hast created out of clay.”

77

قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ ﴿٧٧﴾

فرمود: «از آسمانها (و صفوف ملائکه) خارج شو، که تو رانده درگاه منی!

Said He: “Go forth, then, from this [angelic state] - for, behold, thou art henceforth accursed,

78

وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ ﴿٧٨﴾

و مسلّماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود!

and My rejection shall be thy due until the Day of Judgment!”

79

قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾

گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند مهلت ده!»

Said [Iblis]: “Then, O my Sustainer, grant me a respite till the Day when all shall be raised from the dead!”

80

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ﴿٨٠﴾

فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانی،

Answered He: “Verily, so [be it:] thou shalt be among those who are granted respite

81

إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾

ولی تا روز و زمان معیّن!»

till the Day the time whereof is known [only to Me].”

82

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾

گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد،

[Whereupon Iblis] said: “Then [I swear] by Thy very might: I shall most certainly beguile them all into grievous error –

83

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿٨٣﴾

مگر بندگان خالص تو، از میان آنها!»

[all] save such of them as are truly Thy servants!”

84

قَالَ فَٱلْحَقُّ وَٱلْحَقَّ أَقُولُ ﴿٨٤﴾

فرمود: «به حق سوگند، و حق می‌گویم،

[And God] said: “This, then, is the truth! And this truth do I state:

85

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٥﴾

که جهنّم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروی کند، پر خواهم کرد!»

Most certainly will I fill hell with thee and such of them as shall follow thee, all together!”

86

قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍۢ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُتَكَلِّفِينَ ﴿٨٦﴾

(ای پیامبر!) بگو: «من برای دعوت نبوّت هیچ پاداشی از شما نمی‌طلبم، و من از متکلّفین نیستم! (سخنانم روشن و همراه با دلیل است!)»

SAY [O Prophet]: “No reward whatever do I ask of you for this [message]; and I am not one of those who claim to be what they are not.

87

إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَٰلَمِينَ ﴿٨٧﴾

این (قرآن) تذکّری برای همه جهانیان است؛

This [divine writ], behold, is no less than a reminder to all the worlds —

88

وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعْدَ حِينٍۭ ﴿٨٨﴾

و خبر آن را بعد از مدّتی می‌شنوید!

and you will most certainly grasp its purport after a lapse of time!”

This surah has 88 verses — continue in the paged reader.