سوره صافات با متن و ترجمه + قرائت آنلاین
سوره صافات (As-Saaffaat) سوره شماره ۳۷ قرآن کریم با ۱۸۲ آیه است. این سوره مکی است و در این صفحه متن کامل عثمانی، ترجمه فارسی، ترجمه انگلیسی و قرائت صوتی آنلاین آیات ارائه شده است.
موضوعات و اهداف سوره
صفوف فرشتگان، توحید، صاف و صافآمدن
معرفی سوره — به نقل از ویکیشیعه
سوره صافّات سی و هفتمین سوره و از سورههای مکی قرآن است که در جزء ۲۳ جای دارد. صافات به معنای افرادی است که در صفاند. گفته شده مراد از آن فرشتگانِ در صف یا مؤمنان نمازگزارند. محور اصلی سوره صافات توحید، تهدید مشرکان و بشارت مؤمنان است. در این سوره داستان ذبح اسماعیل و بخشی از تاریخ پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، اسحاق، موسی، هارون، الیاس، لوط و یونس آمده است.
از آیات مشهور این سوره آیه «سَلَامٌ عَلَی إِلْ یاسِینَ» است که به صورت «... آلْ یاسِینَ» نیز خوانده شده و گفته شده منظور از آلیاسین، اهل بیت پیامبرند. بنابر روایات، اگر کسی این سوره را در روز جمعه بخواند، از هر آفتی در امان خواهد بود و در دنیا بلاها از او دفع میشود و روزی او در دنیا به بیشترین حد ممکن خواهد رسید.
تفسیر اجمالی سوره
مصلّیان به خدا صاف میآیند؛ قصه ابراهیم و اسماعیل و ذبح، موسی و هارون، یونس در شکم ماهی؛ «پیمانهای خدا با اولیایش» است.
فضیلت و خواص
آیه ۸۰ («کذلک نجزی المحسنین») را معصومان در دعاهای خود خواندن روایت شده.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭا ﴿١﴾
سوگند به (فرشتگان) صفکشیده (و منظّم)
CONSIDER these [messages] ranged in serried ranks,
فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجْرًۭا ﴿٢﴾
و به نهیکنندگان و (بازدارندگان)
and restraining [from evil] by a call to restraint,
فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكْرًا ﴿٣﴾
و تلاوتکنندگان پیاپی آیات الهی...
and conveying [to all the world] a reminder:
إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭ ﴿٤﴾
که معبود شما یگانه است؛
Verily, most surely, your God is One –
رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ ٱلْمَشَٰرِقِ ﴿٥﴾
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها!
the Sustainer of the heavens and the earth and of all that is between them, and the Sustainer of all the points of sunrise!
إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ٱلْكَوَاكِبِ ﴿٦﴾
ما آسمان نزدیک [= پایین] را با ستارگان آراستیم،
Behold, We have adorned the skies nearest to the earth with the beauty of stars,
وَحِفْظًۭا مِّن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ مَّارِدٍۢ ﴿٧﴾
تا آن را از هر شیطان خبیثی حفظ کنیم!
and have made them secure against every rebellious, satanic force,
لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍۢ ﴿٨﴾
آنها نمیتوانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هرگاه چنین کنند) از هر سو هدف قرارمیگیرند!
[so that] they [who seek to learn the unknowable] should not be able to overhear the host on high, but shall be repelled from all sides,
دُحُورًۭا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ وَاصِبٌ ﴿٩﴾
آنها به شدّت به عقب رانده میشوند؛ و برای آنان مجازاتی دائم است!
cast out [from all grace], with lasting suffering in store for them [in the life to come];
إِلَّا مَنْ خَطِفَ ٱلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ ثَاقِبٌۭ ﴿١٠﴾
مگر آنها که در لحظهای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب میکند!
but if anyone does succeed in snatching a glimpse [of such knowledge], he is [henceforth] pursued by a piercing flame.
فَٱسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَآ ۚ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّن طِينٍۢ لَّازِبٍۭ ﴿١١﴾
از آنان بپرس: «آیا آفرینش (و معاد) آنان سختتر است یا آفرینش فرشتگان (و آسمانها و زمین)؟! ما آنان را از گل چسبندهای آفریدیم!
AND NOW ask those [who deny the truth] to enlighten thee: Were they more difficult to create than all those [untold marvels] that We have created? - for, behold, them have We created out of [mere] clay commingled with water!
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿١٢﴾
تو از انکارشان تعجّب میکنی، ولی آنها مسخره میکنند!
Nay, but whereas thou dost marvel, they [only] scoff;
وَإِذَا ذُكِّرُوا۟ لَا يَذْكُرُونَ ﴿١٣﴾
و هنگامی که به آنان تذکّر داده شود، هرگز متذکّر نمیشوند!
and when they are reminded [of the truth], they refuse to take it to heart;
وَإِذَا رَأَوْا۟ ءَايَةًۭ يَسْتَسْخِرُونَ ﴿١٤﴾
و هنگامی که معجزهای را ببینند، دیگران را نیز به استهزا دعوت میکنند!
and when they become aware of a [divine] message, they turn it to ridicule
وَقَالُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾
و میگویند: «این فقط سحری آشکار است!
and say: “This is clearly nothing but [a mortal’s] spellbinding eloquence!
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿١٦﴾
آیا هنگامی که ما مُردیم و به خاک و استخوان مبدّل شدیم، بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟!
Why - after we have died and become mere dust and bones, shall we, forsooth, be raised from the dead? –
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ ﴿١٧﴾
یا پدران نخستین ما (بازمیگردند)؟!»
and perhaps also our forebears of old?”
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَٰخِرُونَ ﴿١٨﴾
بگو: «آری، همه شما زنده میشوید در حالی که خوار و کوچک خواهید بود!
Say: “Yea, indeed - and most abject will you then be!” –
فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ ﴿١٩﴾
تنها یک صیحه عظیم واقع میشود، ناگهان همه (از قبرها برمیخیزند و) نگاه میکنند!
for that [resurrection which they deride] will be [upon them of a sudden, as if it were] but a single accusing cry - and then, lo! they will begin to see [the truth]
وَقَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ ٱلدِّينِ ﴿٢٠﴾
و میگویند: «ای وای بر ما، این روز جزاست!»
and will say: “Oh, woe unto us! This is the Day of Judgment!”
هَٰذَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ ﴿٢١﴾
(آری) این همان روز جدایی (حقّ از باطل) است که شما آن را تکذیب میکردید!
[And they will be told:] “This is the Day of Distinction [between the true and the false - the Day] which you were wont to call a lie!”
۞ ٱحْشُرُوا۟ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَأَزْوَٰجَهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ ﴿٢٢﴾
(در این هنگام به فرشتگان دستور داده میشود:) ظالمان و همردیفانشان و آنچه را میپرستیدند...
[And God will thus command:] “Assemble all those who were bent on evildoing, together with others of their ilk and [with] all that they were wont to worship
مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْجَحِيمِ ﴿٢٣﴾
(آری آنچه را) جز خدا میپرستیدند جمع کنید و بسوی راه دوزخ هدایتشان کنید!
instead of God, and lead them all onto the way to the blazing fire,
وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُم مَّسْـُٔولُونَ ﴿٢٤﴾
آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند!
and halt them [there]!” [And then,] behold, they shall be asked,
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿٢٥﴾
شما را چه شده که از هم یاری نمیطلبید؟!
“How is it that [now] you cannot succour one another?”
بَلْ هُمُ ٱلْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿٢٦﴾
ولی آنان در آن روز تسلیم قدرت خداوندند!
Nay, but on that Day they would willingly surrender [to God];
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿٢٧﴾
(و در این حال) رو به یکدیگر کرده و از هم میپرسند...
but [since it will be too late,] they will turn upon one another, demanding of each other [to relieve them of the burden of their past sins].
قَالُوٓا۟ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ ٱلْيَمِينِ ﴿٢٨﴾
گروهی (میگویند: «شما رهبران گمراهی بودید که به ظاهر) از طریق خیرخواهی و نیکی وارد شدید امّا جز فریب چیزی در کارتان نبود)!»
Some [of them] will say: “Behold, you were wont to approach us [deceptively] from the right!”
قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ ﴿٢٩﴾
(آنها در جواب) میگویند: «شما خودتان اهل ایمان نبودید (تقصیر ما چیست)؟!
[To which] the others will reply: “Nay, you yourselves were bereft of all faith!
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَٰنٍۭ ۖ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَٰغِينَ ﴿٣٠﴾
ما هیچ گونه سلطهای بر شما نداشتیم، بلکه شما خود قومی طغیانگر بودید!
Moreover, we had no power at all over you: nay, you were people filled with overweening arrogance!
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ ۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ ﴿٣١﴾
اکنون فرمان پروردگارمان بر همه ما مسلّم شده، و همگی از عذاب او میچشیم!
But now our Sustainer’s word has come true against us [as well]: verily, we are bound to taste [the fruit of our sins].
فَأَغْوَيْنَٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ ﴿٣٢﴾
ما شما را گمراه کردیم، همان گونه که خود گمراه بودیم!
So then, [if it be true that] we have caused you to err grievously - behold, we ourselves had been lost in grievous error!”
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍۢ فِى ٱلْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿٣٣﴾
(آری) همه آنها [= پیشوایان و پیروان گمراه] در آن روز در عذاب الهی مشترکند!
And, verily, on that Day they all will share in their common suffering.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٣٤﴾
ما این گونه با مجرمان رفتار میکنیم!
Verily, thus shall We deal with all who were lost in sin:
إِنَّهُمْ كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿٣٥﴾
چرا که وقتی به آنها گفته میشد: «معبودی جز خدا وجود ندارد»، تکبّر و سرکشی میکردند...
for, behold, whenever they were told, “There is no deity save God,” they would glory in their arrogance
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍۢ مَّجْنُونٍۭ ﴿٣٦﴾
و پیوسته میگفتند: «آیا ما معبودان خود را بخاطر شاعری دیوانه رها کنیم؟!»
and would say, “Shall we, then, give up our deities at the bidding of a mad poet?”
بَلْ جَآءَ بِٱلْحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٣٧﴾
چنین نیست، او حقّ را آورده و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است!
Nay, but he [whom you call a mad poet] has brought the truth; and he confirms the truth of [what the earlier of God’s] message-bearers [have taught].
إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِ ﴿٣٨﴾
اما شما (مستکبران کوردل) بطور مسلّم عذاب دردناک (الهی) را خواهید چشید!
Behold, you will indeed taste grievous suffering [in the life to come],
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٣٩﴾
و جز به آنچه انجام میدادید کیفر داده نمیشوید،
although you shall not be requited for aught but what you were wont to do.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾
جز بندگان مخلص خدا (که از این کیفرها برکنارند)!
Not so, however, God’s true servants:
أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ رِزْقٌۭ مَّعْلُومٌۭ ﴿٤١﴾
برای آنان [= بندگان مخلص] روزی معیّن و ویژهای است،
[in the hereafter,] theirs shall be a sustenance which they will recognize
فَوَٰكِهُ ۖ وَهُم مُّكْرَمُونَ ﴿٤٢﴾
میوهها (ی گوناگون پر ارزش)، و آنها گرامی داشته میشوند...
as the fruits [of their life on earth]; and honoured shall they be
فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ ﴿٤٣﴾
در باغهای پر نعمت بهشت؛
in gardens of bliss,
عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ ﴿٤٤﴾
در حالی که بر تختها رو به روی یکدیگر تکیه زدهاند،
facing one another [in love] upon thrones of happiness.
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۭ ﴿٤٥﴾
و گرداگردشان قدحهای لبریز از شراب طهور را میگردانند؛
A cup will be passed round among them [with a drink] from unsullied springs,
بَيْضَآءَ لَذَّةٍۢ لِّلشَّٰرِبِينَ ﴿٤٦﴾
شرابی سفید و درخشنده، و لذّتبخش برای نوشندگان؛
clear, delightful to those who drink it:
لَا فِيهَا غَوْلٌۭ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ ﴿٤٧﴾
شرابی که نه در آن مایه تباهی عقل است و نه از آن مست میشوند!
no headiness will be in it, and they will not get drunk thereon.
وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ عِينٌۭ ﴿٤٨﴾
و نزد آنها همسرانی زیبا چشم است که جز به شوهران خود عشق نمیورزند.
And with them will be mates of modest gaze, most beautiful of eye,
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌۭ مَّكْنُونٌۭ ﴿٤٩﴾
گویی از (لطافت و سفیدی) همچون تخممرغهایی هستند که (در زیر بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز آن را لمس نکرده است)!
[as free of faults] as if they were hidden [ostrich] eggs.
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿٥٠﴾
(در حالی که آنها غرق گفتگو هستند) بعضی رو به بعضی دیگر کرده میپرسند...
And they will all turn to one another, asking each other [about their past lives].
قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌۭ ﴿٥١﴾
کسی از آنها میگوید: «من همنشینی داشتم...
One of them speaks thus: “Behold, I had [on earth] a close companion
يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُصَدِّقِينَ ﴿٥٢﴾
که پیوسته میگفت: آیا (به راستی) تو این سخن را باور کردهای...
who was wont to ask [me], ‘Why - art thou really one of those who believe it to be true
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿٥٣﴾
که وقتی ما مُردیم و به خاک و استخوان مبدّل شدیم، (بار دیگر) زنده میشویم و جزا داده خواهیم شد؟!»
[that] after we have died and become mere dust and bones we shall, forsooth, be brought to judgment?”’
قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ ﴿٥٤﴾
(سپس) میگوید: «آیا شما میتوانید از او خبری بگیرید؟»
[And] he adds: “Would you like to look [and see him]?” –
فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَآءِ ٱلْجَحِيمِ ﴿٥٥﴾
اینجاست که نگاهی میکند، ناگهان او را در میان دوزخ میبیند.
and then he looks and sees that [companion of his] in the midst of the blazing fire,
قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ ﴿٥٦﴾
میگوید: «به خدا سوگند نزدیک بود مرا (نیز) به هلاکت بکشانی!
and says: “By God! Verily, thou hast almost destroyed me [too, O my erstwhile companion]
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّى لَكُنتُ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ ﴿٥٧﴾
و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نیز از احضارشدگان (در دوزخ) بودم!
for had it not been for my Sustainer’s favour, I would surely be [now] among those who are given over [to suffering]!
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿٥٨﴾
(سپس به یاران خود میگوید: ای دوستان!) آیا ما هرگز نمیمیریم (و در بهشت جاودانه خواهیم بود)،
But then, [O my friends in paradise,] is it [really] so that we are not to die
إِلَّا مَوْتَتَنَا ٱلْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿٥٩﴾
و جز همان مرگ اول، مرگی به سراغ ما نخواهد آمد، و ما هرگز عذاب نخواهیم شد.
[again,] beyond our previous death, and that we shall never [again] be made to suffer?
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ ﴿٦٠﴾
راستی این همان پیروزی بزرگ است!
Verily, this - this indeed - is the triumph supreme!”
لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ ٱلْعَٰمِلُونَ ﴿٦١﴾
آری، برای مثل این، باید عملکنندگان عمل کنند!
For the like of this, then, let them labour, those who labour [in God’s way]!
أَذَٰلِكَ خَيْرٌۭ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ ﴿٦٢﴾
آیا این (نعمتهای جاویدان بهشتی) بهتر است یا درخت (نفرتانگیز) زقّوم؟!
Is such [a paradise] the better welcome - or the [hellish] tree of deadly fruit?
إِنَّا جَعَلْنَٰهَا فِتْنَةًۭ لِّلظَّٰلِمِينَ ﴿٦٣﴾
ما آن را مایه درد و رنج ظالمان قرار دادیم!
Verily, We have caused it to be a trial for evildoers:
إِنَّهَا شَجَرَةٌۭ تَخْرُجُ فِىٓ أَصْلِ ٱلْجَحِيمِ ﴿٦٤﴾
آن درختی است که از قعر جهنّم میروید!
for, behold, it is a tree that grows in the very heart of the blazing fire [of hell],
طَلْعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ ﴿٦٥﴾
شکوفه آن مانند سرهای شیاطین است!
its fruit [as repulsive] as satans’ heads;
فَإِنَّهُمْ لَءَاكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ ﴿٦٦﴾
آنها [= مجرمان] از آن میخورند و شکمها را از آن پر میکنند!
and they [who are lost in evil] are indeed bound to eat thereof, and to fill their bellies therewith.
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًۭا مِّنْ حَمِيمٍۢ ﴿٦٧﴾
سپس روی آن آب داغ متعفّنی مینوشند!
And, behold, above all this they will be confounded with burning despair!
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى ٱلْجَحِيمِ ﴿٦٨﴾
سپس بازگشت آنها به سوی جهنّم است!
And once again: Verily, the blazing fire is their ultimate goal –
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا۟ ءَابَآءَهُمْ ضَآلِّينَ ﴿٦٩﴾
چرا که آنها پدران خود را گمراه یافتند،
for, behold, they found their forebears on a wrong way,
فَهُمْ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿٧٠﴾
با این حال به سرعت بدنبال آنان کشانده میشوند!
and [now] they make haste to follow in their footsteps!
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿٧١﴾
و قبل از آنها بیشتر پیشینیان (نیز) گمراه شدند!
Thus, indeed, most of the people of old went astray before them,
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ ﴿٧٢﴾
ما در میان آنها انذارکنندگانی فرستادیم،
although, verily, We had sent warners unto them:
فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿٧٣﴾
ولی بنگر عاقبت انذارشوندگان چگونه بود!
and behold what happened in the end to those that had been warned [to no avail]!
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿٧٤﴾
مگر بندگان مخلص خدا!
EXCEPT for God’s true servants, [most people are apt to go astray.]
وَلَقَدْ نَادَىٰنَا نُوحٌۭ فَلَنِعْمَ ٱلْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾
و نوح، ما را خواند (و ما دعای او را اجابت کردیم)؛ و چه خوب اجابت کنندهای هستیم!
And, indeed, [it was for this reason that] Noah cried unto Us - and how excellent was Our response:
وَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾
و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم،
for We saved him and his household from that awesome calamity,
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾
و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم،
and caused his offspring to endure [on earth];
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿٧٨﴾
و نام نیک او را در میان امّتهای بعد باقی نهادیم.
and We left him thus to be remembered among later generations:
سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٍۢ فِى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٧٩﴾
سلام بر نوح در میان جهانیان باد!
“Peace be upon Noah throughout all the worlds!”
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٨٠﴾
ما این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم!
Verily, thus do We reward the doers of good –
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٨١﴾
چرا که او از بندگان باایمان ما بود!
for he was truly one of our believing servants:
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿٨٢﴾
سپس دیگران [= دشمنان او] را غرق کردیم!
[and so We saved him and those who followed him] and then We caused the others to drown.
۞ وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبْرَٰهِيمَ ﴿٨٣﴾
و از پیروان او ابراهیم بود؛
AND, BEHOLD, of his persuasion was Abraham, too,
إِذْ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍ ﴿٨٤﴾
(به خاطر بیاور) هنگامی را که با قلب سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد؛
when he turned to his Sustainer with a heart free of evil,
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿٨٥﴾
هنگامی که به پدر و قومش گفت: «اینها چیست که میپرستید؟!
and [thus] spoke to his father and his people: “What is it that you worship?
أَئِفْكًا ءَالِهَةًۭ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿٨٦﴾
آیا غیر از خدا به سراغ این معبودان دروغین میروید؟!
Do you want [to bow down before] a lie - [before] deities other than God?
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٨٧﴾
شما درباره پروردگار عالمیان چه گمان میبرید؟!
What, then, do you think of the Sustainer of all the worlds?”
فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ ﴿٨٨﴾
(سپس) نگاهی به ستارگان افکند...
Then he cast a glance at the stars,
فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ ﴿٨٩﴾
و گفت: «من بیمارم (و با شما به مراسم جشن نمیآیم)!»
and said, “Verily, I am sick [at heart]!”
فَتَوَلَّوْا۟ عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿٩٠﴾
آنها از او روی برتافته و به او پشت کردند (و بسرعت دور شدند.)
and at that they turned their backs on him and went away.
فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿٩١﴾
(او وارد بتخانه شد) مخفیانه نگاهی به معبودانشان کرد و از روی تمسخر گفت: «چرا (از این غذاها) نمیخورید؟!
Thereupon he approached their gods stealthily and said, “What! You do not eat [of the offerings placed before you]?
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿٩٢﴾
(اصلاً) چرا سخن نمیگویید؟!»
What is amiss with you that you do not speak?”
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًۢا بِٱلْيَمِينِ ﴿٩٣﴾
سپس بسوی آنها رفت و ضربهای محکم با دست راست بر پیکر آنها فرود آورد (و جز بت بزرگ، همه را درهم شکست).
And then he fell upon them, smiting them with his right hand.
فَأَقْبَلُوٓا۟ إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿٩٤﴾
آنها با سرعت به او روی آوردند.
[But] then the others came towards him hurriedly [and accused him of his deed].
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾
گفت: «آیا چیزی را میپرستید که با دست خود میتراشید؟!
He answered: “Do you worship something that you [yourselves] have carved,
وَٱللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾
با اینکه خداوند هم شما را آفریده و هم بتهایی که میسازید!»
the while it is God who has created you and all your handiwork?”
قَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ لَهُۥ بُنْيَٰنًۭا فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِ ﴿٩٧﴾
(بتپرستان) گفتند: «بنای مرتفعی برای او بسازید و او را در جهنّمی از آتش بیفکنید!»
They exclaimed: “Build a pyre for him, and cast him into the blazing fire!”
فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَسْفَلِينَ ﴿٩٨﴾
آنها طرحی برای نابودی ابراهیم ریخته بودند، ولی ما آنان را پست و مغلوب ساختیم!
But whereas they sought to do evil unto him, We [frustrated their designs, and thus] brought them low?
وَقَالَ إِنِّى ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّى سَيَهْدِينِ ﴿٩٩﴾
(او از این مهلکه بسلامت بیرون آمد) و گفت: «من به سوی پروردگارم میروم، او مرا هدایت خواهد کرد!
And [Abraham] said: “Verily, I shall [leave this land and] go wherever my Sustainer will guide me!”
رَبِّ هَبْ لِى مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿١٠٠﴾
پروردگارا! به من از صالحان [= فرزندان صالح] ببخش!»
[And he prayed:] “O my Sustainer! Bestow upon me the gift of [a son who shall be] one of the righteous!” –
فَبَشَّرْنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٍۢ ﴿١٠١﴾
ما او [= ابراهیم] را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم!
whereupon We gave him the glad tiding of a boy-child gentle [like himself]?
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿١٠٢﴾
هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!»
And [one day,] when [the child] had become old enough to share in his [father’s] endeavours, the latter said: “O my dear son! I have seen in a dream that I should sacrifice thee: consider, then, what would be thy view!” [Ishmael] answered: “O my father! Do as thou art bidden: thou wilt find me, if God so wills, among those who are patient in adversity!”
فَلَمَّآ أَسْلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلْجَبِينِ ﴿١٠٣﴾
هنگامی که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد...
But as soon as the two had surrendered themselves to [what they thought to be] the will of God, and [Abraham] had laid him down on his face,
وَنَٰدَيْنَٰهُ أَن يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ ﴿١٠٤﴾
او را ندا دادیم که: «ای ابراهیم!
We called out to him: “O Abraham,
قَدْ صَدَّقْتَ ٱلرُّءْيَآ ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٠٥﴾
آن رؤیا را تحقق بخشیدی (و به مأموریت خود عمل کردی)!» ما این گونه، نیکوکاران را جزا میدهیم!
thou hast already fulfilled [the purpose of] that dream- vision!” Thus, verily, do We reward the doers of good:
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْبَلَٰٓؤُا۟ ٱلْمُبِينُ ﴿١٠٦﴾
این مسلّماً همان امتحان آشکار است!
for, behold, all this was indeed a trial, clear in itself.
وَفَدَيْنَٰهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍۢ ﴿١٠٧﴾
ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم،
And We ransomed him with a tremendous sacrifice,
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿١٠٨﴾
و نام نیک او را در امّتهای بعد باقی نهادیم!
and left him thus to be remembered among later generations:
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ ﴿١٠٩﴾
سلام بر ابراهیم!
“Peace be upon Abraham!”
كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١١٠﴾
این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم!
Thus do We reward the doers of good –
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١١١﴾
او از بندگان باایمان ما است!
for he was truly one of our believing servants.
وَبَشَّرْنَٰهُ بِإِسْحَٰقَ نَبِيًّۭا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿١١٢﴾
ما او را به اسحاق -پیامبری از شایستگان- بشارت دادیم!
And [in time] We gave him the glad tiding of Isaac, [who, too, would be] a prophet, one of the righteous;
وَبَٰرَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰٓ إِسْحَٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌۭ وَظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ مُبِينٌۭ ﴿١١٣﴾
ما به او و اسحاق برکت دادیم؛ و از دودمان آن دو، افرادی بودند نیکوکار و افرادی آشکارا به خود ستم کردند!
and We blessed him and Isaac: but among the offspring of these two there were [destined] to be both doers of good and such as would glaringly sin against themselves.
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿١١٤﴾
ما به موسی و هارون نعمت بخشیدیم!
THUS, INDEED, did We bestow Our favour upon Moses and Aaron;
وَنَجَّيْنَٰهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ ﴿١١٥﴾
و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم!
and We saved them and their people from the awesome calamity [of bondage],
وَنَصَرْنَٰهُمْ فَكَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ ﴿١١٦﴾
و آنها را یاری کردیم تا بر دشمنان خود پیروز شدند!
and succoured them, so that [in the end] it was they who achieved victory.
وَءَاتَيْنَٰهُمَا ٱلْكِتَٰبَ ٱلْمُسْتَبِينَ ﴿١١٧﴾
ما به آن دو، کتاب روشنگر دادیم،
And We gave them the divine writ that made [right and wrong] distinct,
وَهَدَيْنَٰهُمَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ ﴿١١٨﴾
و آن دو را به راه راست هدایت نمودیم!
and guided them the straight way,
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿١١٩﴾
و نام نیکشان را در اقوام بعد باقی گذاردیم!
and left them thus to be remembered among later generations:
سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿١٢٠﴾
سلام بر موسی و هارون!
“Peace be upon Moses and Aaron!”
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٢١﴾
ما این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم!
Thus do We reward the doers of good –
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٢٢﴾
آن دو از بندگان مؤمن ما بودند!
for those two were truly among Our believing servants.
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٢٣﴾
و الیاس از رسولان (ما) بود!
AND, BEHOLD, Elijah [too] was indeed one of Our message-bearers
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٢٤﴾
به خاطر بیاور هنگامی را که به قومش گفت: «آیا تقوا پیشه نمیکنید؟!
when he spoke [thus] to his people: “Will you not remain conscious of God?
أَتَدْعُونَ بَعْلًۭا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ ٱلْخَٰلِقِينَ ﴿١٢٥﴾
آیا بت «بعل» را میخوانید و بهترین آفریدگارها را رها میسازید؟!
Will you invoke Baal and forsake [God,] the best of artisans -
ٱللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿١٢٦﴾
خدایی که پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»
God, your Sustainer and the Sustainer of your forebears of old?”
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿١٢٧﴾
امّا آنها او را تکذیب کردند؛ ولی به یقین همگی (در دادگاه عدل الهی) احضار میشوند!
But they gave him the lie: and therefore they will most surely be arraigned [on Judgment Day],
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿١٢٨﴾
مگر بندگان مخلص خدا!
excepting only [those who were] God’s true servants;
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿١٢٩﴾
ما نام نیک او را در میان امّتهای بعد باقی گذاردیم!
and him We left thus to be remembered among later generations:
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلْ يَاسِينَ ﴿١٣٠﴾
سلام بر الیاسین!
“Peace be upon Elijah and his followers!”
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٣١﴾
ما این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم!
Verily, thus do We reward the doers of good –
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٣٢﴾
او از بندگان مؤمن ما است!
for he was truly one of Our believing servants!
وَإِنَّ لُوطًۭا لَّمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٣﴾
و لوط از رسولان (ما) است!
AND, BEHOLD, Lot was indeed one of Our message-bearers;
إِذْ نَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ﴿١٣٤﴾
و به خاطر بیاور زمانی را که او و خاندانش را همگی نجات دادیم،
[and so,] when [We decreed the doom of his sinful town,] We saved him and his household,
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ ﴿١٣٥﴾
مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)!
except an old woman who was among those that stayed behind;
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿١٣٦﴾
سپس بقیه را نابود کردیم!
and then We utterly destroyed the others:
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ ﴿١٣٧﴾
و شما پیوسته صبحگاهان از کنار (ویرانههای شهرهای) آنها میگذرید...
and, verily, [to this day] you pass by the remnants of their dwellings at morning-time
وَبِٱلَّيْلِ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٣٨﴾
و (همچنین) شبانگاه؛ آیا نمیاندیشید؟!
and by night. Will you not, then, use your reason?
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٩﴾
و یونس از رسولان (ما) است!
AND, BEHOLD, Jonah was indeed one of Our message-bearers
إِذْ أَبَقَ إِلَى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾
به خاطر بیاور زمانی را که به سوی کشتی پر (از جمعیّت و بار) فرار کرد.
when he fled like a runaway slave onto a laden ship.
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾
و با آنها قرعه افکند، (و قرعه به نام او افتاد و) مغلوب شد!
And then they cast lots, and he was the one who lost;
فَٱلْتَقَمَهُ ٱلْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌۭ ﴿١٤٢﴾
(او را به دریا افکندند) و ماهی عظیمی او را بلعید، در حالی که مستحقّ سرزنش بود!
[and they cast him into the sea,] whereupon the great fish swallowed him, for he had been blameworthy.
فَلَوْلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُسَبِّحِينَ ﴿١٤٣﴾
و اگر او از تسبیحکنندگان نبود...
And had he not been of those who [even in the deep darkness of their distress are able to] extol God’s limitless glory,
لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾
تا روز قیامت در شکم ماهی میماند!
he would indeed have remained in its belly till the Day when all shall be raised from the dead:
۞ فَنَبَذْنَٰهُ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٌۭ ﴿١٤٥﴾
(به هر حال ما او را رهایی بخشیدیم و) او را در یک سرزمین خشک خالی از گیاه افکندیم در حالی که بیمار بود!
but We caused him to be cast forth on a desert shore, sick [at heart] as he was,
وَأَنۢبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةًۭ مِّن يَقْطِينٍۢ ﴿١٤٦﴾
و بوته کدوئی بر او رویاندیم (تا در سایه برگهای پهن و مرطوبش آرامش یابد)!
and caused a creeping plant to grow over him [out of the barren soil].
وَأَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ مِا۟ئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿١٤٧﴾
و او را به سوی جمعیّت یکصد هزار نفری -یا بیشتر- فرستادیم!
And [then] We sent him [once again] to [his people,] a hundred thousand [souls] or more:
فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢ ﴿١٤٨﴾
آنها ایمان آوردند، از این رو تا مدّت معلومی آنان را از مواهب زندگی بهرهمند ساختیم!
and [this time] they believed [in him] and so We allowed them to enjoy their life during the time allotted to them?
فَٱسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ ٱلْبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلْبَنُونَ ﴿١٤٩﴾
از آنان بپرس: آیا پروردگارت دخترانی دارد و پسران از آن آنهاست؟!
AND NOW ask them to enlighten thee: Has thy Sustainer daughters, whereas they would have [only] sons?
أَمْ خَلَقْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثًۭا وَهُمْ شَٰهِدُونَ ﴿١٥٠﴾
آیا ما فرشتگان را مؤنث آفریدیم و آنها ناظر بودند؟!
- or is it that We have created the angels female, and they [who believe them to be divine] have witnessed [that act of creation]?
أَلَآ إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ﴿١٥١﴾
بدانید آنها با این تهمت بزرگشان میگویند:
Oh, verily, it is out of their own [inclination to] falsehood that some people assert,
وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَ ﴿١٥٢﴾
«خداوند فرزند آورده!» ولی آنها به یقین دروغ میگویند!
“God has begotten [a son]”; and, verily, they are lying [too, when they say],
أَصْطَفَى ٱلْبَنَاتِ عَلَى ٱلْبَنِينَ ﴿١٥٣﴾
آیا دختران را بر پسران ترجیح داده است؟!
“He has chosen daughters in preference to sons”!
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿١٥٤﴾
شما را چه شده است؟! چگونه حکم میکنید؟! (هیچ میفهمید چه میگویید؟!)
What is amiss with you and your judgment?
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿١٥٥﴾
آیا متذکّر نمیشوید؟!
Will you not, then, bethink yourselves?
أَمْ لَكُمْ سُلْطَٰنٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٥٦﴾
یا شما دلیل روشنی در این باره دارید؟
Or have you, perchance, a clear evidence [for your assertions]?
فَأْتُوا۟ بِكِتَٰبِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿١٥٧﴾
کتابتان را بیاورید اگر راست میگویید!
Produce, then, that divine writ of yours, if you are speaking the truth!
وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا ۚ وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿١٥٨﴾
آنها [= مشرکان] میان او [= خداوند] و جنّ، (خویشاوندی و) نسبتی قائل شدند؛ در حالی که جنّیان بخوبی میدانند که این بتپرستان در دادگاه الهی احضار میشوند!
And some people have invented a kinship between Him and all manner of invisible forces although [even] these invisible forces know well that, verily, they [who thus blaspheme against God] shall indeed be arraigned [before Him on Judgment Day: for]
سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٥٩﴾
منزّه است خداوند از آنچه توصیف میکنند،
limitless is God in His glory, above anything that men may devise by way of definition!
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿١٦٠﴾
مگر بندگان مخلص خدا!
Not thus, however, [behave] God’s true servants:
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿١٦١﴾
شما و آنچه را پرستش میکنید،
for, verily, neither you [blasphemers] nor the objects of your worship
مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَٰتِنِينَ ﴿١٦٢﴾
هرگز نمیتوانید کسی را (با آن) فریب دهید،
can cause anyone to fall prey to your temptation
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ ٱلْجَحِيمِ ﴿١٦٣﴾
مگر آنها که در آتش دوزخ وارد میشوند!
unless it be such as rushes towards the blazing fire [of his own accord]!
وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٌۭ مَّعْلُومٌۭ ﴿١٦٤﴾
و هیچ یک از ما نیست جز آنکه مقام معلومی دارد؛
[All forces of nature praise God and say:] “Among us, too, there is none but has a place assigned to it [by Him];
وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلصَّآفُّونَ ﴿١٦٥﴾
و ما همگی (برای اطاعت فرمان خداوند) به صف ایستادهایم؛
and, verily, we too are ranged [before Him in worship];
وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلْمُسَبِّحُونَ ﴿١٦٦﴾
و ما همه تسبیحگوی او هستیم!
and, verily, we too extol His limitless glory!”
وَإِن كَانُوا۟ لَيَقُولُونَ ﴿١٦٧﴾
آنها پیوسته میگفتند:
AND, INDEED, they [who deny the truth] have always been wont to say,
لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿١٦٨﴾
«اگر یکی از کتابهای پیشینیان نزد ما بود،
“If only we had a tradition [to this effect] from our forebears,
لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿١٦٩﴾
به یقین، ما بندگان مخلص خدا بودیم!»
we would certainly be true servants of God.”
فَكَفَرُوا۟ بِهِۦ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿١٧٠﴾
(امّا هنگامی که این کتاب بزرگ آسمانی بر آنها نازل شد،) به آن کافر شدند؛ ولی بزودی (نتیجه کار خود را) خواهند دانست!
And yet, [now that this divine writ has been placed before them,] they refuse to acknowledge it as true! In time, however, they will come to know [what it was that they had rejected]:
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٧١﴾
وعده قطعی ما برای بندگان فرستاده ما از پیش مسلّم شده...
for, long ago has Our word gone forth unto Our servants, the message- bearers,
إِنَّهُمْ لَهُمُ ٱلْمَنصُورُونَ ﴿١٧٢﴾
که آنان یاری شدگانند،
that, verily, they - they indeed - would be succoured,
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ ﴿١٧٣﴾
و لشکر ما پیروزند!
and that, verily, Our hosts - they indeed - would [in the end] be victorious!
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ ﴿١٧٤﴾
از آنها [= کافران] روی بگردان تا زمان معیّنی (که فرمان جهاد فرارسد)!
Hence, turn thou aside for a while from those [who deny the truth],
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿١٧٥﴾
و وضع آنها را بنگر (چه بیمحتواست) اما بزودی (نتیجه اعمال خود را) میبینند!
and see them [for what they are]; and in time they [too] will come to see [what they do not see now].
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿١٧٦﴾
آیا آنها برای عذاب ما شتاب میکنند؟!
Do they, then, [really] wish that Our chastisement be hastened on?
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿١٧٧﴾
امّا هنگامی که عذاب ما در آستانه خانههایشان فرود آید، انذارشدگان صبحگاه بدی خواهند داشت!
But then, once it alights upon them, hapless will be the awakening of those who were warned [to no avail]!
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ ﴿١٧٨﴾
از آنان روی بگردان تا زمان معیّنی!
Hence, turn thou aside for a while from them,
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿١٧٩﴾
و وضع کارشان را ببین؛ آنها نیز به زودی (نتیجه اعمال خود را) میبینند!
and see [them for what they are]; and n time they [too] will come to see [what they do not see now].
سُبْحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٨٠﴾
منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف میکنند.
LIMITLESS in His glory is thy Sustainer, the Lord of almightiness, [exalted] above anything that men may devise by way of definition!
وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٨١﴾
و سلام بر رسولان!
And peace be upon all His message-bearers!
وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٨٢﴾
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است!
And all praise is due to God alone, the Sustainer of all the worlds!
این سوره ۱۸۲ آیه دارد؛ ادامهٔ آیات در کتابخوان صفحهبندیشده ارائه میشود.
آیهای یافت نشد.