قالوا: لمّا انتهت إلى أميرالمؤمنين(عليه السلام) أنباء السقيفة[١] بعد وفاة رسول الله(صلى الله عليه وآله)، قال(عليه السلام): ما قالت الانصار؟
قالوا: قالت: منا أمير ومنكم أمير.
قال(عليه السلام): فَهَلاَّ احْتَجَجْتُمْ عَلَيْهِمْ: بِأَنَّ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله) وَصَّى بِأَنْ يُحْسَنَ إِلَى مُحْسِنِهمْ، وَيُتَجَاوَزَ عَنْ مُسِيئِهِمْ؟
قالوا: وما في هذا من الحجّة عليهم؟
فقال(عليه السلام): لَوْ كَانَتِ الامارة فِيهمْ لَمْ تَكُنِ الْوَصِيَّةُ بِهِمْ.
ثم قال: فَمَاذَا قَالَتْ قُرَيْشٌ؟
قالوا: احتجت بأَنها شجرة الرسول(صلى الله عليه وآله).
فقال(عليه السلام): احْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ، وَأَضَاعُوا الثَّمَرَةَ.
[١] سقيفة بني ساعدة: اجتمع فيها بعض الصحابة بعد وفاة النبي(صلى الله عليه وآله وسلم) لاختيار خليفة له.
گفتند: وقتی خبر سقیفه به امیرالمؤمنین(علیه السلام) رسید پس از وفات رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، گفت(علیه السلام): انصار چه گفتند؟
گفتند: گفتند: از ما امیر و از شما امیر است.
گفت(علیه السلام): پس چرا بر آن حجت نیاورید: که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وصیت کرد که به نیکوکارشان نیکو رفتار کنند و از بدکارشان بگذرند؟
گفتند: و در این بر آنان حجتی نیست؟
پس گفت(علیه السلام): اگر امامت در آنان بود، وصیت بر آنان نبود.
سپس گفت: پس قریش چه گفتند؟
گفتند: حجت آوردند که درخت پیامبر(صلی الله علیه وآله) هستند.
پس گفت(علیه السلام): بر درخت حجت آورید و میوه را رها کردید.