دعاء ۲۹ التاسع و العشرون

الصحيفة السجادية دعاء ۲۹ مع الصوت
القراءة الصوتية — المصدر: duas.org

الدعاء التاسع و العشرون: مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا قُتِّرَ عَلَيْهِ الرِّزْقُ

اللَّهُمَّ إِنَّكَ ابْتَلَيْتَنَا فِي أَرْزَاقِنَا بِسُوءِ الظَّنِّ، وَ فِي آجَالِنَا بِطُولِ الْأَمَلِ حَتَّى الْتَمَسْنَا أَرْزَاقَكَ مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقِينَ، وَ طَمِعْنَا بِآمَالِنَا فِي أَعْمَارِ الْمُعَمَّرِينَ. فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لَنَا يَقِيناً صَادِقاً تَكْفِينَا بِهِ مِنْ مَئُونَةِ الطَّلَبِ، وَ أَلْهِمْنَا ثِقَةً خَالِصَةً تُعْفِينَا بِهَا مِنْ شِدَّةِ النَّصَبِ وَ اجْعَلْ مَا صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِكَ فِي وَحْيِكَ، وَ أَتْبَعْتَهُ مِنْ قَسَمِكَ فِي كِتَابِكَ، قَاطِعاً لِاهْتِمَامِنَا بِالرِّزْقِ الَّذِي تَكَفَّلْتَ بِهِ، وَ حَسْماً لِلِاشْتِغَالِ بِمَا ضَمِنْتَ الْكِفَايَةَ لَهُ فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ الْأَصْدَقُ، وَ أَقْسَمْتَ وَ قَسَمُكَ الْأَبَرُّ الْأَوْفَى وَ فِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ. ثُمَّ قُلْتَ فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ.

الترجمة الفارسية

پروردگارا من (بنده محتاج فقیرت) همانا خود را خالص (برای طاعتت) کردم که از همه خلق منقطع شده

̶ و تنها به درگاه حضرتت روی آوردم

̶ و از تمام خلائق که همه (در وجود ‌و بقای خود) محتاج نصرت عطای تواند روی بگردانیدم

̶ و ابدا حوائج خود را از درگاه مخلوق که محتاج تو است ‌و هرگز از فضل ‌و احسانت بی نیاز نیست طلب نکردم (بلکه به حضرتت در انجام حوائجم روآوردم)

̶ چون دیدم که مخلوق محتاج از مخلوقی مثل خود محتاج طلب حاجت کردنش از سفاهت ‌و ضلالت عقل اوست

̶ پس از آنجا که فقیری فقیر دیگر را نتواند حاجت روا کند ای خدای من چه بسیار مردمی را دیدم که از درگاه غیر تو عزت ‌و حاجت طلبیدند ‌و به جای عزت ذلت ‌و محرومی یافتند ‌و از غیر تو ثروت ‌و ملک ‌و جاه خواستند ‌و فقیر ‌و ذلیل شدند

̶ لذا به واسطه مشاهده امثال این مردم مرد هوشمند درست دریافت ‌و از حالشان به پند ‌و عبرت موفق شد (که جز خدا کسی نتواند حوائج خلق روا کند) ‌و راه رشد ‌و صلاح ‌و طریق حق ‌و صواب را اختیار کرد (که درخواست حاجتش را تنها از خدای خود کرد)

̶ پس (ای خدای عالم) ای مولای من تنها توئی دون اهل عالم آنکه من از او مسئلت ‌و درخواست حاجت می کنم ‌و تنها توئی دون هر مقصد ‌و مطلوبی ولی حاجت (و قادر بر انجام نیازمندیهای) من

̶ و منحصرا توئی بیش از همه ‌ی عالم مخصوص به دعا ‌و درخواست من ‌و در امیدواریم به حضرتت ابدا احدی را شریک با تو ندانم (و تمام قوای عالم را جز تو بی اثر می بینم لذا به غیر تو امید به هیچ کس ‌و هیچ موجودی ندارم) ‌و در دعا ‌و ندا (و راز ‌و نیاز) با تو احدی را همراه نمی گردانم (یعنی در دعاها توجهم تنها به تو است ‌و با وجود تو روی دلم ‌و اراده ‌ی قلبم متوجه به هیچ کس نیست)

̶ مخصوص تست ای خدای من وحدانیت ‌و یگانگی عدد(شرح چون وحدت خدا وحدت عددی نیست مانند ما بلکه وحدت حقه ‌ی حقیقیه است که امیرالمومنین (ص) فرموده «واحد لا بالعدد» پس این کلام امام علیه السلام چند تفسیر می شود:
̶ یعنی وحدت عدد ‌و یگانگی کثرات عددی بی نهایت عالم به تجلی واحد تست ‌و به وحدت تجلی تو.
̶ آنکه موجودات متعدد ‌و کثرت بی حد ‌و نهایت ماهیات عالم آفرینش به فیض توجهت وحدت در وجود دارند. 3- آنکه وحدات عددی انواع ‌و اجناس عالم را تو تشخص ‌و وحدت عددی بخشیده ای .
̶ آنکه به قاعده مسلم ‌و برهانی: «الشی ما لم یتشخص لم یوجد»: هر چه تشخص ‌و وحدت عددی یافته ‌و حظ وجود گرفته همه ملک تو ‌و به ایجاد تو موجود گردیده است.
̶ آنکه به حکم آیه ‌ی مبارکه «و ما امرنا الا واحد» معنی «لک یا الهی وحدانیه العدد» یعنی عوالم بی حد ‌و نهایت آفرینش ‌و ماهیات نامتناهی عالم امکان همه یک فروغ نور تست ‌و یک تجلی تو ‌و عالم تمام به امر واحد تکوینی که کلمه کن ایجادی است ‌و یک اشراق «الله نور السموات ‌و الارض» شمس حقیقه الوجود است قیام وجودی دارند.
̶ آنکه ای خدای عالم وحدانیت عدد ‌و نظم وحدانی عوالم بی نهایت مربوط است به وحدت مطلقه ذاتت ‌و به قدرت کامله ‌ی حضرتت.
̶ آنکه نظام احسن وجود ‌و حسن نظام خلقت که همه از جهت وجود ‌و وحدت هستی با هم مرتبطند به عنایت ذاتی ‌و جاذبه شوق ‌و عشق ‌آن ذات یگانه بی همتاست.
̶ آنکه یگانگی عالم را با آنکه اعدادش بی نهایت ‌و فوق بی نهایت است حسن کل ‌و کل حسن ‌آن سلطان عالم نظام ‌و انتظام وحدانی بخشیده.
̶ آنکه چون ذات احدیت مبدا ‌و علت فاعلی عالم است ‌و او واحد به وحدت حقه حقیقه است پس به حکم «کل یعمل علی شاکلته» وحدات عددیه که کلیه موجودات عالم است آیت وحدت حقه ‌ی الهیه است.
̶ آنکه چون حضرت احدیت عز سلطانه منتهاالیه همه ‌ی متحرکات ‌و علت غائی کل موجودات است به حکم «ثم الی ربک المنتهی» پس عالم با همه کثرت ‌و تعدد مرجع آنها واحد است ‌و این دو وجه اخیر اظهر ‌و اقوی وجوه است چون حیثیت فاعلیت فاعل که اثر ‌و تجلی اوست عین ما به التشخص اشیاء است (که کل شی ء قائم به ‌و کل شی ء موجود به) ‌و همچنین علت غائی اشیاء که ما به الکمال موجودات است ‌آن هم عین جهت فاعلی است ‌و خلاصه علت فاعلی ‌و غائی عالم یکی است ‌و ‌آن به اعتبار مبدا تجلی واحد حق ‌و به اعتبار غایت شهود تجلی واحد حق است پس عالم که واحد به وحدات عددی است با همه ‌ی کثرت بی نهایت به اعتبار مبدا ‌و به اعتبار غایت همه آیت یگانگی حق ‌و ظل وحدت حقه ‌ی حقیقیه الهیه است.
̶ (و فی کل شی ء له آیه تدل علی انه واحد) بلکه ما به الوجود ‌و التحقق عالم همان تجلی است که حیث فاعلی ‌و غائی علت العلل است ‌و کثرت ماهیات عالم خلل در وحدت ‌آن نرساند چنانکه ذات احدیت با وجود کثرت اسماء ‌و صفات که مختلف المفهومند چون صفات همه عین ذات است خلل به یکتائی ‌و یگانگی حق نرساند بلکه او با کثرت صفات احدی الذات احدی المعنا ‌و واحد من جمیع الجهات ‌و الحیثیات است عز سلطانه ‌و در این معانی ده گانه که ذکر شد اگر با نظر عمیق مطالعه شود به وجهی مغایر ‌و از جهتی با هم نزدیک ‌و متحدند) ‌و (ای خدای من) چنانکه وحدانیت عدد مخصوص تست ملک ‌و قدرت کامل بی نقص بی حد ‌و نهایت هم خاص تست (و سلطنت ازلی ‌و ابدی ‌و اقتدار بر کل عالم بی انتها تنها تو راست ‌و غیر تو همه عاجز ‌و ناتوانند ‌و توئی که بر کلی ‌و جزئی عالم عالم ‌و توانا ‌و قادر مطلقی ‌و در ملک وجود ‌و کشور هستی فضل ‌و شرافت ‌و قوت ‌و نیروی کامل بر همه ‌ی موجودات عالم بی شائبه ‌ی نقص ‌و عجز مخصوص تست ‌و مقام بلند ‌و درجات رفیعه وجود در همه ‌ی مراتب هستی به ذات یکتای تو مخصوص است

̶ و کلیه موجودات غیر تو همه خوار ‌و ذلیل ‌و در زندگی خود زبون ‌و عاجز ‌و مورد ترحمند ‌و بر انجام امور خویش مغلوب (اراده ‌ی ازلی تو ‌و اختیار ذاتی تو) است ‌و در شان (و کار ‌و نیازمندیهای) خود مقهور (قوای عالم بی حد ‌و نهایت) است ‌و کلیه ما سوای تو محکوم به تحول ‌و اختلاف حالات ‌و انتقال ‌و تغییر ‌و تبدل صفاتند که دلیل عجز ‌و فقر ‌و فنا است (و تنها ذات یگانه ازلی متعالی تست که از لا ‌و ابدا دستخوش تغییر ‌و زوال نخواهد بود ‌و ما سوای تو همه تغییر ‌و فنا پذیرند (که فرمودی کل شی ء هالک الا وجهه)

̶ پس ای خدای من تنها توئی که در ملک وجود متعالی ‌و منزه از شبه ‌و ضد بزرگتر ‌و برتر از مثل ‌و مانندی پس پاک ‌و منزهی ‌و هیچ خدائی جز ذات یکتای تو در عالم نیست بلند مرتبه ‌و بزرگ خدائی که بزرگی ‌و علو ‌و استعلای تو برتر از حد فهم ‌و عقل ‌و اندیشه است ‌و توئی (ای خدای بزرگ) مهربانترین مهربانان عالم.

الترجمة: مهدی الهی قمشه‌ای